شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ سليمان (ع) در کنار دريا نشسته بود نگاهش به مورچه اي افتاد که دانه گندمي را با خود به طرف دريا حمل ميکرد در همان لحظه قورباغه اي سرش را از آب دريا بيرون آورد و دهانش را گشود مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت پس از مدتي قورباغه برگشت و مورچه از دهانش خارج شد.
آزاد شو
سليمان مورچه را طلبيد و سرگذشت او را پرسيد. مورچه گفت: در قعر دريا سنگي تو خالي است و کرمي در آن زندگي ميکند و نميتواند از آنجا خارج شود و من روزي او را حمل ميکنم. خدا مرا و قورباغه را مامور به دادن رزقش کرده . يا رزاق ..
درود بر اون شرفت اردكيت.خيلي وقتا انقدر پست ميشيم كه بايد از حيوون انسانيت رو ياد بگيريم
چه حکايت و تصوير جالبي !!!!!!
آزاد شو
رتبه 92
3 برگزیده
257 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
آزاد شو عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top