شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

آزاد شو

+ فردي مي‌شناختم که چشم نداشت، دست و پا هم نداشت. مرتب
مي‌گفت: الحمدلله رب العالمين! الحمدلله! گفتند: آقا!تو چه داري که
الحمدلله مي‌گويي؟ نه چشم داري. نه دست داري.نه پاداري.يک تکه
گوشت فلج،گفت:مي‌داني خدا منراچه کرده است؟ هرکس به من
نگاه مي‌کند مي‌گويد: الحمدلله رب العالمين! پس من وسيله شدم و
رابطه شدم بين مخلوق وخالق! مخلوق‌هاي غافل، به من نگاه مي‌کنند.
از غفلت در مي‌آيند و الحمدلله مي‌گويند. ادامه...

خطا در آدرس عکس
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top